کاشف و علوم غریبه و احضار
ایشان در علوم غریبه و علم احضار استاد بود و این علوم را با صفای باطن خود بدست آورده بود. روزی مرحوم کاشف بیمار می شود، از آقا سید مصطفی غفاری جهت مداوای ایشان دعوت بعمل می آید .بعد از اینکه نبض او را می گیرد و زبانش را می بیند باو می گوید: چیز مهمی نیست قدری سفرا داری ؛ اگر چند دانه انار عراقی می بود و آبشان را می خوردی خیلی خوب بود. آقا سید مصطفی می گوید بعد از چند لحظه صدائی بگوشم رسید و آقا سید صدرالدین کاشف دستش را دراز کرد و سبدی را جلو کشید که چند انار خوب در آن بود و اناری را بمن تعارف کرد؛ با تعجب پرسیدم اینها از کجا پیدا شد؟ مرحوم کاشف فرمود : اینها مسخر من نیستند ، با من دوست می باشند پول انار ها را از جیبم بردند و اینها را از عراق خریدند و آوردند.[1]
مطلبی درباره کتب کاشف و نام چند کتاب وی
همانگونه که قبلا در وبلاگ آورده شد کتب کاشف بالغ بر 100 جلد می باشند . در ذیل کتب کاشف ما کتبی را که در کتاب سادات گوشه آقای سید محمد علی امام آورده بود بیان نمودیم با این حال در تحقیقی که داشتم از کتاب علماء و روحانیون دزفول دریافتم که علاوه بر کتبی که مرحوم سید محمد علی امام ذکر نموده است؛ آقای راجی 4 کتاب را ذکر نموده اند که در ذیل بیان می کنیم:
1- کنوزالاسرار
2- منهاج السالکین
3- کنوزالدعوات فی کشف المهمات و قضاء الحاجات
4- مصباح الطریقه لسلوک اصحاب الشریعه و وصول ارباب الحقیقه
*تا نگار از دیده پنهان می رود
از تن مجروح من جان می رود
من همین از رفتن او در سفر
دیده گریان بلکه ایمان می رود
موری همچون من بدا بر حال خود
کن بر این دل سلیمان می رود
چون نگریم خون که آن سیمین عذار
خود به تنها بر گلستان می رود
جای آن دارد بگریم چون ترزو
یار چون سرو خرامان می رود
صبح امیدم شوم شام سیاه
چون ز پیشم مهر تابان می رود
کاشف دل خسته روی او ببین
کز برت آن مهر رخشان می رود[1]